بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

131

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

( بر خود لازم و واجب داند « 1 » ) ، و شرط حمد و سپاس حمد « 2 » يزدانى كه چنين ثمرها دهد و مثل اين لطايف انگيزد فرونگذارد ، و بشارت اين فتح همايون « 3 » و خبر اين كار معظم به ترك و تاجيك مملكت و دورونزديك رعيت خوارزم كه دعاگويان خاص دولت و بندگان مخلص حضرت مااند برساند ، تا بهرهء شادمانى از اين وفور كامرانى بردارند ، و حقوق نعم ايزدى بمزيد اخلاص دولت قاهره گذارند « 4 » ، و بر وظايف دعاء ما كه استظهار تمام بدانست و بيشتر تيسير « 5 » اين مهمات بواسطهء آن ( حاصل مداومت « 6 » ) نمايند ، چه دعاى دولت « 7 » مسلمانان و همت مستضعفان كفيل فتح و پيروزى و مستحضر امداد نصرت باشد ، و انما تنصرون بضعفائكم ، و در اقامت مراسم نيكو خدمتى كه عادت پسنديده و سيرت گزيدهء ايشانست بيفزايند ، و بوفور فضل ايزدى ( كه در حق ماست « 8 » ) مستظهر ( باشد ، و بوصول « 9 » ) امداد اين فتح و حصول اغراض ديگر را منتظم « 10 » . « 11 » فتح‌نامه نبشته مىآيد بجانب خوارزم هربنده را كه ايزد تعالى بلطف شامل خويش برگزيد و خلعت كرامت و اجتبا ( در نهاد شريف وى پوشانيد « 12 » ) و بر اصناف برايا و كافهء رعايا قادر و آمر گردانيد و مقاليد حل و عقد مصالح در دست تصرف او نهاد و مهمات طوايف ( آدميان را بمقتضى « 13 » ) راى او باز بست و آن بنده در سرّا و ضرّا ( جهرا و سرّا « 14 » ) از حدود الهى و اوامر ايزدى ( تجاوز جايز ندارد و حق نعمت ايزدى « 15 » ) بافاضت عدل و احسان كه زبدهء اعمال انسان است بگزارد ( و در شرط « 16 » ) شكر و سپاس كه پاس نعمت خداى « 17 » بدان دارند بواجبى بجاى آرد و با وفور استغنا و ظهور استيلا از

--> ( 1 ) بيارد . ( 2 ) ظ ، زائد است . ( 3 ) بزرك . ( 4 ) بگذارند . ( 5 ) ظ ، تيسر . ( 6 ) مثابرت . ( 7 ) سا . ( 8 ) در حق ما . ( 9 ) باشند و وصول . ( 10 ) منتظر ، انشاء اللّه تعالى . ( 11 ) عنوان اين نامه در نسخهء پاريس چنين است : هم فتحنامه‌ايست سوى حضرت خوارزم عمرها اللّه تعالى . ( 13 ) پوشيد . ( 14 ) آدميان بمقتضاى . ( 12 ) سرا و جهرا و خيفة ( ظ ، و خفية ) و اعلانا . ( 15 ) سا . ( 16 ) و شرط . ( 17 ) سا .